جهان تاریک خانه ایست

بی رد خط نور نگاهت

بی نگاهت

جهان بی پنجره است

بی در و بی روزنه

بی نگاهت

جهان از هر سو دیوار است

بی نگاهت 

با هر نگاهی غریبه ام

بی نگاهت

همچو کارتون خابی کیسه به دوش

به دنبال نگاهی آشنایم

بی ...

نگاه ...

هت ...

یک کولی ام

در سیاره ی منظومه ای دور

دور...دور...


برچسب‌ها: میم ر
+ نوشته شده در یکشنبه 23 شهریور1393ساعت 2:57 توسط میم.ر |

یاغی به کشتن روح در میان تاریکی

یا طغیان با شب های نئشگی و مخدر

به کشتار ثانیه ها

به پیچشی مارگونه

در استخوان درد خماری یک یا

چند اتفاق

رقص ناکام در و دیوار

در شادی ی شب شراب

پاچه ی خیس  از خون شلوار

دختری در آرزوی آزادی

پسرک سیگار فروش امروز و

دانشجوی  دیروز

سرکشی به سر بریدن امید

سریدن در سرسره ی

انحطاط و زوال

غلتیدن در رختخابی خیس از خون

و چرکابه و تعفن

بوی لاشه ی گندیده ی متحرک

ما یکصدا دردیم و

تو عکس تماشای فوتبالت را

برایمان توییت می کنی!

 


برچسب‌ها: میم ر
+ نوشته شده در یکشنبه 16 شهریور1393ساعت 3:13 توسط میم.ر |

رد پای نفس هایت 

بر لب هایم

لیمریست

که با عبورش 

هیچ ویرانه ای  در شهر 

نمی ماند جز

من 

پ.ن:لیمر نام بادیست در چنوب ایران


برچسب‌ها: میم ر
+ نوشته شده در چهارشنبه 5 شهریور1393ساعت 1:13 توسط میم.ر |

بهشت وعده گاهی دروغین 

است

وقتی آغوشت عقده ی 

دیدن بهشت را

می کشد

لعنت به تو که بی میوه

بی خوردن

بی کلامی

مرا از بهشتم

راندی

+ نوشته شده در شنبه 18 مرداد1393ساعت 16:43 توسط میم.ر |

بعد از این همه

فاصله

بعد از این همه صدای

هجو

بعد از این همه تصویر متحرک

متشنج

تنها رویای مشترک است

که پا بر جا می ماند

دنیای بی تو

بی رویای مشترک است

جهان بی تو 

چقدر 

خالی از هر رویاست


برچسب‌ها: میم ر
+ نوشته شده در یکشنبه 5 مرداد1393ساعت 23:44 توسط میم.ر |

رها شدن تیری از چله ی عزیزی

از چله ی نا امیدی

تیری ندانسته زهر آگین

دویدن چرکاه به ای زیر پوست

به جریانی در شریانی بی همراه

در نفوذ تحریک هوس در فاصله ها

در فاصله دو ذهن

در حرکتی فوق ذهن

به مثابه ی

تلاشی ابلهانه

برای نشاندن لبخند

ای وای...ای وای

چه زحمتی بی حاصل

و چه حسرتی بی فایده 
در نفوذ تیر به سیبل سینه ام

اما با همه ی این وجود

همچنان با صدای نفس هایت

به خواب می روم


برچسب‌ها: میم ر
+ نوشته شده در شنبه 4 مرداد1393ساعت 12:54 توسط میم.ر |

ای رهگذران لحظه های ندانسته

اینگونه نگاهم نکنید

این خیسی که می بینید

خیسی اشک نیست

چشمانم خیس خون است

چشمانم زخمی ی

یک عمر 

چشم به راه بودن

یک رفتن بی بازگشت

است


برچسب‌ها: میم ر
+ نوشته شده در یکشنبه 29 تیر1393ساعت 23:53 توسط میم.ر |

پنجره را که باز می کنم

توفان دوری ات

سرم هوار می شود

و زوزه اش

فریاد فاصله هاست


برچسب‌ها: میم ر
+ نوشته شده در سه شنبه 24 تیر1393ساعت 14:53 توسط میم.ر |

لب هایت رودخانه ایست 

جاری

آن هنگام که از قله ها ی 

سرگردانی 

در آغوشت سقوط آزاد 

می کنم


برچسب‌ها: میم ر
+ نوشته شده در پنجشنبه 19 تیر1393ساعت 0:10 توسط میم.ر |

اولین آفت آفرینش به آسمان زد

وقتی روز بی تو غروب کرد

و شن های ساحل 

از رفتنت

خیس بغض شکسته دریا

شد


برچسب‌ها: میم ر
+ نوشته شده در شنبه 14 تیر1393ساعت 5:53 توسط میم.ر |

مطالب قدیمی‌تر