گر بدین سان زیست باید پست

من چه بی شرمم اگر فانوس عمرم را به رسوائی 

نیاویزم بر بلند کاج خشک کوچه بن بست

گر بدین سان زیست باید پاک

من چه ناپاکم اگر ننشانم از ایمان خود چون کوه

یادگاری جاودانه برتر از بی بقای خاک


برچسب‌ها: احمد شاملو
+ نوشته شده در پنجشنبه 9 بهمن1393ساعت 7:6 توسط میم.ر |

آزاد ،آزاد 

با تفریح کشاندن صیادان 

قبیله ای از این سو 

به آن سو

تا نیزه ی تو بر گرده ی تنم

نشست

بر تارک خاکستری 

وحشی ترین گراز دریاهای 

قطبی که سال هاست

شکارچیان بسیاری 

در بند شکارش اسیر 

بند خود بودند

از پوسته ام قایق ساختی

از تنم قبیله ها سیر کردی

از عاج هایم سال ها 

قبیله ها سیراب سکه و

ز خونم شرابی روح افکن

حالا سال هاست 

میگذرد

سال هاست که میگذرد و 

راویان بسیاری افسانه ها

پرداخته اند

از یاغی ترین گراز دریای 

قطب که مردان صیاد 

بیشماری

هرشب به رویای شکارش

تن به انتظار حباب آتش 

سپیده سپرده اند

اما به تیغ تیز دخترکی

آشفته مو و زیبا رو 

اسیر شد

و هیچکدام نسروده اند 

و نمیدانند 

که هنوز سال هاست

سوار 

بر پوسته ی عشقی 

ممنوعه 

دخترکی دریاها را

در می نوردد

و دیگر گرازی تن به 

تیغش نمی سپرد

 


برچسب‌ها: میم ر
+ نوشته شده در یکشنبه 5 بهمن1393ساعت 2:57 توسط میم.ر |

مثل آب درون ناودان می مانی

من مثل چوب سر راه

ببری

بهترین جبر جریان جهانی

نبری

از حسرت سقف خانه را

روی سرش خراب می کنم

 


برچسب‌ها: میم ر
+ نوشته شده در جمعه 3 بهمن1393ساعت 23:46 توسط میم.ر |

جهان 

چنان تونل وحشتی میماند

اما 

نه در یک شهر بازی

تونل وحشتی با کورسویی نور

در انتها

در توهمی از یک 

واقعیت تلخ


برچسب‌ها: میم ر
+ نوشته شده در شنبه 27 دی1393ساعت 3:52 توسط میم.ر |

من شعر می گویم و 

تو بازی اش میکنی

من زهر خند می زنم و 

تو دیالوگ حسرت «ها»

میکنی.

نمایش ادامه دارد بانوجان

....

پرده که فرو بیفتد

تو تمام می شوی و

من سکوت میکنم

به جهان دگر می اندیشم

به جهانی که نه من در آن 

شاعر خنده های تلخ باشم و

نه تو سوپر استار صحنه های 

حسرت...


برچسب‌ها: میم ر
+ نوشته شده در دوشنبه 22 دی1393ساعت 2:18 توسط میم.ر |

برای با هم بودن

ایثار لازم است 

نه ایمان

برای با تو بودن

ایمانم را

پشت در خانه تان جا میگذارم

حتا غرورم را

تو چه؟

ایثار میکنی سکوتت را

جا بگذاری 

بانوجان؟

میگذاری شعر شاعر

زخم روحش نباشد؟


برچسب‌ها: میم ر
+ نوشته شده در یکشنبه 14 دی1393ساعت 2:25 توسط میم.ر |

یلدا یعنی 

همه ی شب های سال 

بی تو


برچسب‌ها: میم ر
+ نوشته شده در یکشنبه 30 آذر1393ساعت 21:19 توسط میم.ر |

آسمان ابری ی بی باران 

و

زمین خیس باران زده ی 

بی قدم هایت

عجب معجون نامترادفیست

جهان بی حضورت


برچسب‌ها: میم ر
+ نوشته شده در سه شنبه 25 آذر1393ساعت 13:1 توسط میم.ر |

چقدر عحیب است

دوستت دارم 

دوستم داری 

اما

کلمات ب سخن 

نمی ایند

اینجور وقت هاست

که نا امید ب چشم ها 

دل می بندم

کوتاه می ایم

ای کاش می امدی!

نه کوتاه

ب جلو

تنها قدمی

ب اندازه ی یک قدم 

حسرت چشمانم


برچسب‌ها: میم ر
+ نوشته شده در یکشنبه 23 آذر1393ساعت 1:42 توسط میم.ر |

و سکوت...

واژه های ناگفته را

میان تارهای لرزان 

حنجره می رقصاند

از تو نگاهی و 

از من درد باقی

می ماند


برچسب‌ها: میم ر
+ نوشته شده در شنبه 22 آذر1393ساعت 3:52 توسط میم.ر |

مطالب قدیمی‌تر