از طرف خواهر مهربان و آسمانیم ساحل عزیز به یه بازی دعوت شدم و این باعث افتخارمه که ساحل محبت کرده و منو به این بازی دعوت کرده پس ساحل جان یک دنیا سپاس
هر چند که فکر می کنم بعد از تموم شدن بازی قانونا ابروی نداشته من می ره سر سیخ جیگری؟؟؟راهی نیست اینطور که پیداست مجبورید اعترافات یه ذهن خطرناک رو تحمل کنید حالا شما تحمل کنید من قول می دم بعد از تموم شدن بازی منو غل و زنجیر کنن و بفرستن قرنطینه...!!!![]()
خب اگه اشتباه نکنم باید چند تا صفت بد و چند تا صفت خوب از خودم بگم فقط تا یادم نرفته بگم که اگه یه وقت دیدین بدیها و خوبیها با هم قاطی شدن شما بزارین به حساب اینکه من هیچوقت فرق بین خوبی و بدی رو ندونستم و هر وقت هم خواستم وسطشون یه خط قرمز بکشم حس جهالت و نادانی بهم دست داد و اجالتا همیشه برای فرار از این حس هیچوقت نه خواستم و نه تونستم بین این دو تمایز خاصی قائل شم...و اما بازی...خدایا الهی به امید تو اخر بازی یه خورده ابرو واسم مونده باشه ؟؟؟؟![]()
بدیها...
اول :به طرز عجیبی حرفه ای هستم توی کفری و عصبی کردن اطرافیانم واسه خنده ...؟
مثلا همیشه در مقابل اعتقادات متعصبانه و دینی داداشم ساز مخالف می زنم و بعد ایشون کلی کفری می شن و من متهم می شم به کفر گویی و می شم جزو خوارج و دیگه...البته حاج خانوم همیشه در انتظار روزی هست که وقتی به خونه می یاد من به دست داداشم به خاطر کفر دینی خودم و کفر متعصبانه و احساسی داداشم کشته شده باشم...وای چه فاجعه وخیمی...؟![]()
دوم :تفرقه انداز خیلی خوبی هستم ماشالله ...
لطفا سریع بگین ماشالله تا چشم نخوردم ؟
اصولا مهمونا و ذوج های جونی که می یان خونه ما موقع رفتن یا با هم قهرن یا قصد طلاق گرفتن دارن حالا تا حاج خانوم بخواد ثابت کنه رضا شوخی می کرده و داشته سر به سرتون می ذاشته چند تا موی سفید تو سر مهمونا پیدا می شه...؟الله اکبر از این مخلوق دو پا...![]()
سوم :به شدت مغرورم فقط و فقط در مقابل ادمایی که من اضافی تو وجودشون باشه !![]()
چهارم:به شدت ادم رکی هستم ؟و رک بودنم فقط لحظه ای اتفاق می افته که حس کنم یه نفر داره بهم ظلم می کنه اونموقع اونقدر رک می شم که طرف مقابلم حالش از به دنیا اومدن خودش بهم بخوره...![]()
پنجم: با اینکه ادم رکی هستم اگه از دست کسی عصبانی بشم یا ناراحت و حس کنم ظلم خاصی بهم نکرده سکوت می کنم و تحت هیچ شرایطی بهش چیزی نمی گم که از دستش ناراحتم یا عصبانی و همین سکوتم باعث می شه که ...بی خیال یه مرگیم می شه دیگه ...![]()
ششم :به شدت به پدال گاز ماشین حساسم ...!یادمه یه بار که داداشم نصف شب حالش بد شد و بردمش بیمارستان چون این پدال ماشین زیر پام زیادی لیز می خورد دم بیمارستان حال داداشم خوب شده بود ولی زن دادشم سکته کرده بود بیچاره!!!لازم به ذکره از موقعی که گواهینامه گرفتم بیشتر تو جیب ماموران محترم و زحمت کش راهنمایی و رانندگی بوده تا خودم ...خدا خیرشون بده چقدر اینا زحمت می کشن...؟![]()
هفتم: توی سر کار گذاشتن استادای دانشگاه فوق لیسانس دارم ؟!الانم اگه خدا بخواد دارم واسه دکترا می خونم ! البته بازم لازم به ذکره استادایی این اتفاق ناراحت کننده براشون می افته که فقط مدرک گرفته باشن و صندلی استادی یه خورده زیادی واسه دهنشون بزرگ باشه ...![]()
هشتم :دیگه ...دیگه...اقا تو رو به جون هر کی دوست دارین بی خیال شین من پر از بدیم حالا همین چند تا رو بخونین اگه کم بود بگین می ام وبتون خصوصی بقیشو می گم!!!!؟![]()
هی ما می خوایم چیزی نگیم نمی ذارن
حساب کنین اینم نهمیه :دختر خاله دنیا خانم محبت فرمودن سر بزنگاه رسیدن و یکی دیگه رو همین الان تو اولین کامنت لو دادن تا لیوان ابروی نداشته من سر بره و من دقیقا بشم شبیه این شکلکه
طبق گفته دختر خاله که تا حالا ندیدمش (چیه چرا اینطوری نگاه می کنین دختر خالمه دیگه
)با فامیل هم رفت و امد ندارم ...چراشم نگم بهتره حوصله غیبت کردن ندارم بی خیال حالا هی اصرار نکنین دیگههههههههه؟؟؟
...دست خاله درد نکنه با این دختر بزرگ کردنش؟؟؟![]()
و اما خوبها...؟وای چه لحظه هیجان انگیزی ...می خوام از خودم تعریف کنم .![]()
راستشو بخواین دیشب هر چی تو ایینه گشتم دنبال یه صفت خوب تو خودم چیزی پیدا نکردم گشتم نبود نگردین نیست...حالا تو رخدا اگه شما چیزی دیدین بگین خدا وکیل بچه مردم به خاطر نداشتن صفت خوب داره حیف و میل می شه ....![]()
![]()
![]()
خب طبق قانون بازی بزارین چند نفرم دعوت کنم ...لطفا دعوت شده ها فقط فحشم ندین بازیه دیگه ناراحتی نداره اعتراف کنین ؟!![]()
![]()
صندرای با محبت وبلاگ :هر چه می خواهد دل تنگت بگو
محمدخوش مرام وبلاگ: پیامبر دیوانه
کیمیای عزیز وبلاگ :زن رها